زیدآبادی: سقوططلبان به هر بلایی برای کشور رضایت میدهند / عطریانفر: رسانهها محصول مقاومت روزنامهنگاران هستند، نه حمایت قدرت
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست «خط قرمز» به یکی از مسائل دیرینه و حلنشده در فضای رسانهای ایران پرداخت: مرز میان آزادی، تعهد حرفهای، سانسور و خودسانسوری کجاست و چه کسی باید این مرزها را تعیین کند؟
محمد عطریانفر، عضو شورای اطلاعرسانی دولت و فعال رسانه، سخنان خود را با تأکید بر اهمیت آموزش حرفهای آغاز کرد. او پیش از ورود به بحث اصلی، به ظرفیتهای ایجادشده در «دفتر توسعه آموزش رسانه» اشاره کرد. وی با یادآوری سفر خود به دانشگاه کلمبیا در سال ۱۳۷۶، نقش آموزش حرفهای را در ایجاد تعهد قوی حرفهای مهم دانست.
عطریانفر توضیح داد که در دانشگاه کلمبیا، برخلاف تفکیک رشتههای رسانهای در ایران، دانشجویان روزنامهنگاری در سه حوزه تصویری، صوتی و نوشتاری آموزش میدیدند تا برای بازار کار آماده شوند. او در آن سفر از یکی از استادان پرسیده بود که اگر دانشجویی در دوره کارآموزی مطلبی خلاف واقع منتشر کند، چه برخوردی با او خواهد شد. استاد ابتدا این پرسش را درک نمیکرد و پس از توضیح عطریانفر درباره انتشار مطلبی که با واقعیت مغایرت دارد، گفت که در چنین صورتی، فرد هم از رسانهای که مطلب را منتشر کرده و هم از دانشگاه اخراج خواهد شد.

به گفته دانلودینا عطریانفر، این گفتوگو نشان میدهد که رسانهها پیش از انتظار مدارا از حاکمیت، دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی، خود باید به حرفهشان متعهد باشند و مطابق با واقعیت عمل کنند. او رسانهها را «واسطه» میان حوزه مفهومی و حوزه عملیاتی دانست و تأکید کرد که باید بر اساس واقعیت ایفای نقش کنند.
او در ادامه به تفاوت میان برخی روزنامهنگاران داخلی و خارجی اشاره کرد و گفت بارها با سردبیران و مدیران مسئول نشریات منطقهای که به ایران سفر کرده بودند، گفتوگو کرده است. به گفته او، این افراد در جلسات طولانی بهطور مداوم یادداشتبرداری میکردند و با ۴۰۰ تا ۵۰۰ صفحه یادداشت به کشورشان بازمیگشتند؛ اما حاصل این حجم از یادداشتها در نهایت گزارشی نیمصفحهای بود. عطریانفر تأکید کرد که تکتک کلمات این گزارشها پشتوانه داشت و نویسنده میتوانست برای هر کلمه، اسناد متعددی ارائه کند.
او این وضعیت را با بخشی از تجربه روزنامهنگاری داخلی مقایسه کرد؛ جایی که به گفته او، گاهی فردی با صلاحیتهای مقدماتی وارد کار میشود و گزارشی مینویسد که تنها اندکی رنگ واقعیت دارد و بخش دیگری از آن حاصل برداشتها و اوهام شخصی است. در چنین شرایطی، اگر به گزارش ایرادی وارد شود، نویسنده توان دفاع از آن را ندارد. عطریانفر با لحنی انتقادی گفت گاهی این افراد به مرور تصور میکنند که «یک محمود دولتآبادی» هستند و به همین دلیل باید نقطه آغاز اصلاح وضعیت رسانه را خود رسانه و روزنامهنگار دانست.
سه حوزه برای تعریف خط قرمز
عطریانفر در ادامه، برای ورود به بحث «خط قرمز» ابتدا به آسیبشناسی وضعیت احزاب و رسانهها پرداخت و گفت احزاب و رسانهها، بهعنوان دو پدیده همزاد در عرصه سیاست و اجتماع، هر دو به شکل نابالغ متولد شدهاند. به گفته او، هیچگاه بهطور جدی درباره اینکه رسانه و حزب بهعنوان مؤلفههای قدرت سیاسی چگونه باید شکل بگیرند، چه صلاحیتهایی برای فعالیت در آنها لازم است و بر اساس چه مأموریت و چارچوبی باید فعالیت کنند، اندیشیده نشده است.
او معتقد بود بسیاری از اتفاقاتی که در این حوزه رخ داده، خودجوش و لحظهای بوده و تابع قاعده و مقررات مشخصی نبوده است؛ بنابراین خطوط قرمز نیز بیشتر بر اساس تجربههای روزمره و واکنشهای مقطعی شکل گرفتهاند.

عطریانفر سپس گفت میتوان درباره خط قرمز در سه حوزه صحبت کرد و نقطه آغاز او برخلاف کسانی که این مرز را از حاکمیت، دولت و قانون آغاز میکنند، «اخلاق و عرف» است. به گفته او، جامعه در طول تاریخ مجموعهای از عرفیات را شکل داده که گاه در ادبیات دینی و قضایی از جایگاهی حتی بالاتر از قانون برخوردارند و قانونی که با عرف جامعه ناسازگار باشد، معمولاً دوام نمیآورد.
او در ادامه، «حقوق فردی مردم» را دومین خط قرمز دانست و تأکید کرد هر انسان، فارغ از جنسیت، سن، موقعیت اجتماعی یا مسئولیت، دارای حرمت، اعتبار و عزت نفس است و رسانه باید این حرمت را رعایت کند. عطریانفر با اشاره به ادبیات دینی گفت در این نگاه، حرمت انسان حتی از حرمت کعبه بالاتر دانسته شده است.
او در همین زمینه از عملکرد یکی از رسانههای «پُرماجرا» انتقاد کرد که به گفته او، اشخاص را در هر لباس و موقعیتی مورد هتک حرمت قرار میدهد. عطریانفر با اشاره به استفاده از اسامی اختصاری برای افرادی مانند سعید لیلاز گفت چنین رفتاری در نهایت به از بین رفتن حرمت افراد برای کسب منفعت جناحی منجر میشود.
او سپس به دسته دیگری از محدودیتها اشاره کرد که قانون برای رسانهها تعریف کرده است؛ از جمله حرمت مسئولان و نهادهای خدماتی و همچنین حوزههای حساس امنیتی و اطلاعاتی.
رسانه؛ رکن قدرت سیاسی یا امر مزاحم؟
عطریانفر در بخش دیگری از سخنان خود این پرسش را مطرح کرد که با توجه به دسترسی گسترده مردم به انواع اطلاعات و اخبار، آیا همچنان کشیدن خط قرمز برای رسانهها معنای گذشته خود را دارد یا نه.
او با اشاره به بیش از چهار دهه فعالیت مطبوعاتی در ایران گفت آنچه در این مدت در عرصه رسانه و مطبوعات باقی مانده، بیش از آنکه حاصل حمایت نهادهای قدرت باشد، نتیجه تابآوری و مقاومت فردی روزنامهنگاران بوده است. به گفته عطریانفر، رسانه در ایران همواره در وضعیتی میان خوف و رجا حرکت کرده و شکلگیری آن تابع یک طراحی روشن از سوی نهاد قدرت نبوده است.

او ریشه این وضعیت را در نوع نگاه رهبران سیاسی به رسانه جستوجو کرد و گفت فردی را میشناخته که معتقد بوده برای نظام رسانهای کشور وجود دو روزنامه کیهان و اطلاعات کافی است. استدلال این فرد آن بوده که جریان چپ، به معنای مارکسیستی، در علوم انسانی دست بالا را دارد و هرچه فضای فعالیت رسانهای بازتر شود، آنها موفقتر خواهند شد؛ بنابراین باید از موضع قدرت فضا را محدود کرد.